تبليغاتX
حزب مؤتلفه اسلامی شهرستان کازرون




»»  گزارش جالب از اعتقادات گوناگون مردم آمريکا نسبت به خدا


در اين ميان، 9 درصد معتقد بوده‌اند که خداوند داراي صورت و اندام است که اين ميزان در ميان پروتستان‌ها بيشتر بوده و در ميان يهوديان، تنها 1 درصد طرفدار داشته است.


در حالي که اکثريت مردم جامعه آمريکا را متعصبان مذهبي تشکيل مي‌دهند، تحريفات رخ داده در مذاهب و اديان موجود در اين کشور، موجب به وجود آمدن اعتقادات عجيب و خارق‌العاده در ميان مردم آمريکا شده است.

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب» به نقل از «واشنگتن‌تايمز»، بر پايه نظرسنجي‌هاي مؤسسه «هريس»، تنها 1 درصد آمريکايي‌ها بر اين باورند که خداوند داراي جنسيت مؤنث است؛ اين ميزان در ميان مردان پروتستان و مسيحيان پيرو مذهب تولد دوباره، صفر درصد و در ميان زنان و کاتوليک‌ها، 1 درصد و در ميان يهوديان، 7 درصد بوده است.

بيش از يک‌سوم (36 درصد) معتقدند خداوند مرد است که زنان بيشتر از مردان معتقد به اين امر هستند. اين ديدگاه در ميان مسيحيان دوباره متولد شده پروتستان‌ها و کاتوليک‌ها بيشتر است. حدود 37 درصد هم بر اين باورند که خداوند، هيچ کدام از آنها نيست،10 درصد معتقدند که خدا هر دوي آنهاست و 17 درصد نيز به اعتقادشان اطميناني نداشتند.
در اين ميان، 9 درصد معتقد بوده‌اند که خداوند داراي صورت و اندام است که اين ميزان در ميان پروتستان‌ها بيشتر بوده و در ميان يهوديان، تنها 1 درصد طرفدار داشته است.

عده بيشتري؛ يعني حدود 41 درصد، معتقد بوده‌اند خداوند وجودي روحاني است که مي‌تواند به شکل انسان نيز درآيد، اما در ذات خود، انساني نيست. 62 درصد مسيحيان دوباره متولد شده با اين اعتقاد موافق بودند و بيش از يک‌چهارم آمريکايي‌ها معتقدند که خداوند، وجودي روحاني است به شکل انسان درنمي‌آيد که 49 درصد يهوديان هم اين اعتقاد را داشته‌اند.

اعتقادات درباره نقش خداوند در حوادث زميني نيز متفاوت بوده است؛ 27 درصد کاتوليک‌ها معتقدند که خداوند رخدادهاي روي زمين را کنترل مي‌کند كه اين ميزان در ميان پروتستان‌ها 41 درصد و در ميان دوباره‌ متولد شده‌ها، 57 درصد بوده است. 44 درصد بر اين باورند که خداوند، ناظر بر اين رخدادهاست، اما دخالتي در آن نمي‌کند که 58 درصد کاتوليک‌ها و 37 درصد دوباره‌متولدها اين اعتقاد را دارند.

تقريبا بيشتر آمريکايي‌ها (51 درصد) معتقدند که مسيحيان، يهوديان و مسلمان‌ها، يک خدا را مي‌پرستند که 63 درصد کاتوليک‌ها، 48 درصد پروتستان‌ها و يهوديان و 34 درصد متولدان دوباره با اين ايده موافقند.
به طور کل، حدود 73 درصد آمريکايي‌ها بر اين باورند که خداوند وجود دارد؛ اين ميزان در ميان متولدان دوباره 97 درصد، در ميان پروتستان‌ها 90 درصد، کاتوليک‌ها 84 درصد، يهوديان 64 درصد، جمهوريخواهان 83 درصد و دمکرات‌ها 72 درصد است.

| لينک ثابت | نوشته شده توسط محمد صالح مقدسی |موضوع: مذهبی |

»»  گپي با خدا

 

Sba26531.jpg

تق تق!
- کیه؟
- یکی از بنده هاتونم!
- امرتون؟
- ببخشید یه خورده این دل من تنگ اومده اومدم باهاتون صحبت کنم خالی بشم.
- خواهش می کنم. بفرمایید بنده من.
- سلام!
- علیکم السلام! شما دو روز پیشم اومده بودی درسته؟!
- شرمنده ام! جای دیگه ای ندارم برم.
- خوش اومدی. خب! بگو ببینم چرا دلت تنگ اومده.
- خدا جونم!
- بگو جانم!
- من خیلی بدم!
- چرا فکر می کنی که بدی؟
- چونکه:
فان دعوتک اجبتنی و ان سئلتک اعطیتنی و ان اطعتک شکرتنی و ان شکرتک زدتنی
دعایت کردم اجابت کردی

و
اگر از تو خواستم عطایم کردی
و
اگر فرمانت بردم قدردانی نمودی
و
اگر شکرت بجای اوردم افزودی .
با وجود اینا
انا الذی تعمدت انا الذی وعدت و انا الذی اخلفت انا الذی نکثت انا الذی اقررت:
منم که تعمد می کنم
و
منم که وعده می دهم
و
منم که خلف وعده می کنم
و
منم که پیمان شکنم
قربون شکلت برم!
کاش می تونستم یه کمی تنها یه کم مثل تو خوب باشم.
کاش می تونستم مثل تو خوبیها را ببینم و سعی در برطرف کردن بدیها داشته باشم.
تا من گناه می کنم دنبال بهانه می گردی که یه جوری اون گناه منو پاک کنی.
کاش منم مثل تو بودم... مثل تو که نمی شه اما کاش خیلی خیلی کوچولو مثل تو بودم.
می دونی خدا جونم!
الهی امرتنی فعصیتک و نهیتنی فارتکبت نهیک:
فرمانم دادی و نافرمانیت کردم
و
نهیم کردی مرتکب شدم
با این حال:
انا یا الهی المعترف بذنوبی فاغفرها لی:
معترف به گناهان خودم بیامرز برایم آنها را
خدا جونم!
یا من اقال عثرتی و نفس کربتی و اجاب دعوتی و ستر عیوبی و غفر ذنوبی و بلغنی طلبتی و نصرنی علی عدوی
ای که درگذشتی از لغزشم
و
برطرف کردی گرفتاریم
و
اجابت کردی دعایم
و
پوشیدی عیبم
و
آمرزیدی گناهانم
و
رساندی مرا به مقصودم
و
یاریم کردی بر دشمنم
یا من سترنی من الاباء و الانهات ان یزجرونی و من العشایر و الاخوان ان یعیرونی و من السلاطین ان یعاقبوونی و لو اطلعوا یا مولای علی ما اطلعت علیه منی اذا ما انظرونی و لرفضونی و قطعونی فها:
ای که پرده پوشم کردی از نظر پدران و مادران تا مرا نرانند
و
از خویشان و برادران تا سرزنشم نکردند
و
از سلاطین تا شکنجه ام ندادند
و
اگر مطلع شده بودند
ای اقایم بر انچه مطلعی بر آن از من به من مهلت نمی دادند
و
رهایم می کردند
و
از من قطع می نمودند.
فای نعمتک یا الهی احصنی عددا و ذکرا ام ای عطایاک و اقوم بها شکرا و هی یا رب اکثر من ان یحصیها العادون
کدام نعمتهای تو را معبودا به شماره در اورم و بیادگار
یا کدام عطایت توانم شکر کنم
و
آنها ای پروردگار بیش از آنهاست که شمارندگان آمار گیرند.
خب! خدای من!
به خاطر این چیزایی که گفتم و به هزار و یک علت دیگه من بدم!
البته بد نبودما... منتهی بد شدم دیگه.
خدایا! ازت یه چیز می خوام.
- بگو.
- خداوندا! به حق هشت و چارت*****زما بگذر شتر دیدی ندیدی
- خب!
- یه چیز دیگه هم می خوام.
- بگو.
- می خوام خوب بشم. دوست دارم اونجوری باشم که تو می خوای. نیت دارم خیلی خوب بشم...
- خب!
- اما...
- اما چی؟؟؟
- حالا که می خوام خوب باشم تو هم یه لطفی کن.
- چیکار کنم؟!!!
- وفقتنی لما یزلفنی لدیک
توفیق دهی مرا به آنچه خوشایند باشد تو را.
- دیگه چی؟
- اللهم اجعلنی اخشاک کانی اراک و اسعدنی بتقویک و لا تشقنی بمعصیتک و خرلی فی قضائک و بارک لی فی قدرک حتی لا احب تعجیل ما اخرت و لا تاخیر ما اجلت
خدایا! قرار بده مرا ترسان از خودت گویا تو را می بینم
و
خوشبختم کن به تقوای خود
و
بدبختم مگردان به نافرمانیت
و
خیر برایم مقرر کن
و
برکت برایم مقدر کن تا که دوست نداشته باشم آنچه را که پس انداخته ای
و
نه تاخیر آنچه را که پیش انداخته ای.
- بازم می خوای؟
- اللهم اجعل غنای فی نفسی و الیقین فی قلبی و الاخلاص فی عملی و النور فی بصری و البصیره فی دینی و متعنی بجوارحی و اجعل سمعی و بصری الوارثین منی و انصرنی علی من ظلمنی و ارنی فیه ثاری و ماربی و اقر بذلک عینی
خدایا قرار ده مرا بی نیازی در نفسم
و
یقین در قلبم
و
اخلاص در عملم
و
روشنی در چشمم
و
بینایی در دینم
و
بهره ام ده به اعضایم.
و
گوش و چشم بفرمانم قرار ده
و
یاورم باش به زیان آنکه ستم کند بر من
و
بنما به من انتقام گیری
و
آرزوهایم را در باره او
و
روشن کن بدان چشمم را.
- خب! دیگه چی؟
- اللهم اکشف کربتی و استر عورتی و اغفر لی خطیئتی واخسا شیطانی
خدایا بر طرف نما گرفتاریم را
و
بپوش عیبم را
و
بیامرز خطایم را
و
دور کن شیطانم را.
و فی نفسی فذللنی و فی اعین الناس فعظمنی
و
مرا در پیش خودم خوار کن
و
در نظر و چشم مردم بزرگ نما
- دیگه چی؟
- و بذنوبی فلا تفضحنی و بسریرتی فلا تحزنی و بعملی فلا تبتلنی و نعمک فلا تسلبنی و الی غیرک فلا تکلنی
و
به سبب گناهانم رسوا مکن مرا
و
بباطنم رسوایم مکن
و
به دانشم گرفتارم مکن
و
نعمتت از من مبر
و
به دیگری مرا وا مگذار
- خب!
- خداجونم!
- بگو جانم!
- یه مشکل دارم!
- بگو عزیزم!
- خسته ام!
- الا بذکر الله تطمئن القلوب
- اما ...
- اما چی؟!!!
- اروم نمی شم.
- برو ببین کجای کارت گیر داره. حتما یه مشکلی داری.
- خدا جونم!
- جون خدا! بگو بنده ام!
- من می ترسما.
- از چی؟
- از شب اول قبر! از سنگ لحد!
- خب! با خودت یه همراهی بیار.
- کی رو بیارم؟! کی با من میاد؟!
- هادی رو بیار.
- اوا خاک به سر صدام.
- ذهنتم که حسابی منحرفه... هادی همون اعمال نیکته... واجباتته... مستحباتته... خب! اونو بیار.
- ازش خیلی دورم! بهش دسترسی ندارم.
- خب! صداش کن.
- نمی فهمه
- می فهمه! تنها باید از گذشته نادم باشی!
- همین؟
- اره همین! شما بنده ها خیلی به خودتون سخت می گیرید در حالی که من بهتون اسون می گیرم.
- خدا جونم!
- جون خدا!
- یه چیزی می خوام.
- بگو بنده ام!
- شب اول قبر...
- چیه بازم می ترسی؟
- نه! من منتظرم...
- منتظر؟؟؟
- ببین خدا جونم بزار بهت یه چیزی بگم
- بگو بنده ام
- یادمه یه جایی خوندم توی بهشت از سرما و گرما و نور خورشید و از این چیزا خبری نیست.
- خب!
- بعد یه موقعی بهشتیا یه نوری می بینند...
- خب!
- بر می گردند به توی خدا می گند: خدا مگه نگفتی از نور خورشید خبری نیست پس این چی بود؟
- تو بهشون می گی الان زهرا س بروی علی ع لبخند زد... این نور لبخند فاطمه س بود.
- خب!
- خدا جونم!
- جون خدا!
- خودت می دونی حتی توی همین دنیا هر باری این مطلب رو می خونم چقدر از لبخند فاطمه س شاد می شم و اون شادی رو حاضر نیستم با هیچ چیزی عوض کنم.
- می دونم!
- خدا جونم!
- جون خدا!
- اگر منو بردی جهنم... که می دونم نمی بری... حداقل اون نور لبخند فاطمه س رو بهم نشون بده...
- ...
- خدا جونم!
- جون خدا!
- خسته ام!
- الا بذکر الله تطمئن القلوب
- اروم نمی شم...
- برو ببین مشکل کجاست...

 

| لينک ثابت | نوشته شده توسط محمد صالح مقدسی |موضوع: مذهبی |

»»  سوء استفاده از اقدام جديد طرفداران افراط‌گري در عقايد شيعه


اين قبيل اقدامات براي وهابي‌ها که روش اصلي‌شان، ايجاد تفرقه بين مسلمانان و رواج عقيده تکفير همه مسلمانان به جز وهابي‌هاست، عادي است، اما وارد شدن يک روحاني شيعه آن هم در اين سطح در اينچنين مناظرات، به نظر بسياري از اساتيد حوزه علميه قم، کار پسنديده‌اي نيست.

به تازگي، هم‌زمان با موج گرايش به تشيع در جهان اسلام بي‌اعتنايي به مسائل كلي جهان اسلام و توجه بي‌مورد به برخي موارد اختلافي شيعه و سني از سوي برخي چهره‌ها، دردسرساز شده است.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، در سال‌هاي اخير، برخي افراد در مسائل عقيدتي و کلامي، به افراط گراييده زمينه اتهامات جديدي را عليه مذهب تشيع فراهم مي‌سازند.

اين در حالي است که روزگاري، علامه اميني و علامه شرف‌الدين و علامه ميرحامد حسين، مدافع تشيع بوده و به جدال احسن با مخالفان مذهب تشيع مي‌پرداختند. آن عزيزان سخت مدافع جهان اسلام بوده و از سر عشق به اهل بيت و به مثابه اختلاف امتي رحمة و تنها بر پايه مباني علمي و نيز کاوش‌ها و پژوهش‌هاي تازه دست به اين اقدام مي‌زدند، به گونه‌اي که انتشار هر کتابي از کتب آنها، مي‌توانست موجي را به نفع مذهب اهل بيت ايجاد کند.

اما در روزگار ما، برخي اقدامات در حالي انجام مي‌گيرد که موج گرايش به تشيع در سراسر جهان اسلام،آغاز شده و وهابيان به شدت به دنبال سوژه‌هاي جديد براي نقد مذهب تشيع و جلوگيري از گرايش جوانان به مذهب اهل بيت هستند.
به گزارش خبرنگار «بازتاب» از قم، انجام برخي ديدارها و گفت‌وگوها بين يكي از روحانيون قم با يكي از شيوخ وهابي، منجر به انتشار كتابي در نقد تشيع شده است.

اين روحاني شيعه به قصد انجام مناظرات مذهبي به عربستان رفته و مدتي با يکي از علماي وهابي به بحث نشسته و پس از آن به قم برگشته و مکاتباتي با آن شخص داشته و به نظر خود ايراداتي را به مذهب تسنن وارد کرده است. نويسنده کتاب هم به تفصيل به نقد اين نامه مختصر پرداخته و مجموعه آن را در يک کتاب چهارصد صفحه‌اي منتشر کرده است.

به نظر مي‌رسد هم پرسش‌ها و هم پاسخ‌ها، حرف‌هاي تکراري است که تاكنون صد بار در اين قبيل کتاب‌ها نوشته و عرضه شده است.
مهم آن است که طرف وهابي به دنبال فرصتي بود تا بتواند حرف‌هاي گذشته را تکرار کرده و آنها را با زبان عموم منتشر و به عنوان رديه بر يک عالم شيعه منتشر كند.

انتشار اين کتاب همچنين، سبب شده است تا ابزار تازه‌اي در اختيار وهابي‌ها قرار گرفته و به تبليغات مذهبي عليه شيعه دامن بزنند.
اين قبيل اقدامات براي وهابي‌ها که روش اصلي‌شان، ايجاد تفرقه بين مسلمانان و رواج عقيده تکفير همه مسلمانان به جز وهابي‌هاست، عادي است، اما وارد شدن يک روحاني شيعه آن هم در اين سطح در اينچنين مناظرات، به نظر بسياري از اساتيد حوزه علميه قم، کار پسنديده‌اي نيست، چراكه پس از انتشار اين کتاب، برخي از علما و اساتيد حوزه علميه قم از اين کار اظهار نارضايتي کرده‌اند.

يكي از اساتيد حوزه علميه قم، با انتقاد از وارد شدن به برخي مسائل حاد و افراطي مورد اختلاف بين شيعه و سني اظهار داشت: در موقعيت كنوني، تأكيد بر موارد مشترك و حفظ وحدت مسلمانان، بسيار مهم‌تر از آن است كه علماي ما، وقت خود را صرف برخي درگيري‌هاي كلامي كنند كه سود چنداني براي جهان اسلام ندارد و تنها به اختلافات دامن مي‌زند.

وي گفت: اصول اعتقادي تشيع، محكمتر از آن است كه كسي بتواند در آن خدشه‌اي وارد سازد و نبايد حيثيت تشيع را با سوءتدبير بازيچه انگيزه‌هاي مخالفان نمود.

توضيحات حجت‌الاسلام والمسلمين حسيني قزويني

چگونگى شكل گيرى كتاب «حوار هادئ»
در رابطه با چگونگى شكل گيرى كتاب «حوار هادئ» توجه جنابعالى و خوانندگان گرامى را به نكاتى جلب مى نمايم:
اينجانب در سال 1381 به قصد عمره (نه به قصد انجام مناظرات مذهبى!!» به مكّه مكرمه مشرف شدم، و در كنار بيت الله الحرام بحثهايى با دانشجويان ام القرى و آمران به معروف داشتم كه عاجز از جواب شدند و درخواست نمودند كه با يكى از اساتيدشان ملاقات كنم.
شب چهار شنبه، 15 ماه مبارك رمضان مطابق با 29 آبان 1382 در معيت آنان به منزل «شيخ محمد بن جميل زينو» از مفتيان مكه مكرمه و از اساتيد دارالحديث كه داراى بيش از 70 تأليف است، رفتيم و حدود سه ساعت بحث داشتيم كه تمام مطالب در سايتwww.valiasr-aj.com بخش مناظرات، موجود است. ايشان نيز پس از عجز از جواب، ما را به نزد «دكتر حمدان غامدى» ارجاع دادند.
شب شانزدهم ماه رمضان، در معيت تعدادى از دانشجويان دانشگاه ام القرى نزد دكتر حمدان غامدى از اساتيد دانشگاه ام القرى رفتيم و حدود چهار ساعت و نيم بحث داشتيم. (بحثها در سايت موجود است) و جالب توجه اينكه ايشان در برابر پاسخ محكمى كه نسبت به شبهات وى به برخى از عقائد شيعه (بحث تقيه) دادم در برابر دانشجويانش، دو بار دستهاى خود را بالا برده و گفتند: قبول! قبول!
(كه در ماه رمضان سال 84 كه همراه حجج اسلام هادوى و گلزاده در منزل ايشان بوديم در ادامه بحث و اعتراضم به ايشان در عدم رعايت امانت و تقوا در نوشتن مطالب و حذف بسيارى از مسائل مطرح شده از جانب بنده، بعد از يادآورى مطلب فوق، ايشان احساس شرمندگى شديد كرده و پاسخى ندادند.)

در همان اولين ملاقات، ايشان در جواب سوالات بنده گفتند كه فعلا حضور ذهن ندارم، سوال ها را مكتوب كنيد و من جواب را به ايران فاكس خواهم كرد.
پس از مراجعه به هتل، با بعضى از مسئولين هماهنگى كرده و حدود پنج سوال در يك صفحه طرح كرده و براى او فرستادم. و ايشان پس از يك ماه، يازده صفحه پاسخ به ايران فرستادند كه اينجانب نيز جوابيه اى در هفتاد صفحه آماده نمودم كه پس از ملاحظه دقيق يكى از مراجع عظام تقليد و سه نفر از اساتيد توانمند حوزه كه داراى سوابق درخشان علمى هستند، و ده ها كتاب در دفاع از حريم ولايت دارند، جوابيه را در اول ربيع الثاني 1424 به ايشان فرستادم.
بعد از حدود يك سال ايشان جوابيه اى دويست و چهل صفحه اى ارسال نمودند كه بسيارى از مطالب مطرح شده اينجانب، تقطيع و تحريف شده بود و فقط به حدود ده صفحه از مطالب، جواب داده بودند و چون تعابير ايشان در جزوه به دور از ادبيات رايج مجامع علمى بود بعضى از اساتيد بزرگوار، بنده را از پاسخگويى منع نمودند.
ايشان امسال اقدام به چاپ كتاب مذكور نمودند كه پس از چاپ كتاب، يكى از آيات بزرگوار اصرار به نوشتن پاسخ داشتند كه به لطف الهى بخش عمده اين مهم، انجام و طى روزهاى آتى در سايت قرار خواهيم داد و ان شاء اللّه تا ايام حج، چاپ و به عربستان ارسال خواهد شد.

همچنين ناگزير از ذكر نكاتى در رابطه با فعاليت خويش در عرصه بحث و بررسى و دفاع از ولايت هستم:
1 ـ بيش از هفت سال است كه در ايام تعطيلى حوزه (تابستان و ماه رمضان) به قصد انجام عمره به مكه مكرمه مشرف شده و جلسات و بحثهاى متعددى با اساتيد، علماء، مفتيان عربستان و... داشته ام كه خلاصه اى از آنها در سايت www. Valiasr-aj.com موجود است.
2 ـ در سال 82 كه از طرف بعثه مقام معظم رهبرى 40 روز در مكه مكرمه مشرف بودم علاوه بر جلسات متعدد براى روحانيون محترم كاروانها در راستاى پاسخ به شبهات، با مفتى أعظم عربستان سعودى شيخ عبدالعزير آل شيخ در حضور مسئول محترم بعثه مقام معظم رهبرى در مكه مكرمه جلسه اى يك ساعته در طائف داشتم كه نوار آن عينا در سايت مذكور موجود است.
همچنين جلسه مناظره اي بين  دكتر غامدى وحضرت آيت الله ميلاني در هتل محل اسكان با حضور مسئول محترم بعثه مقام محترم رهبري در مكه تشكيل دادم و حدود يك ساعت و نيم بحث مستند و مستدل بين اين دو نفر انجام گرفت كه آقاي دكتر حمدان در اين مناظره كاملا مغلوب گرديد. (نوار ضبط شده مكالمه موجود است).

3 ـ در ماه رجب سال گذشته در جلسه اى با شركت تعدادى از اساتيد دانشگاه تهران و... و با حضور حجة الإسلام والمسلمين جناب آقاى طبسى و نماينده محترم نهاد رهبرى در دانشگاه... و برخى از اساتيد دانشگاه ام القرى در مكه مكرمه در محل اسكان اساتيد ايرانى تشكيل داده  و بحث مفصلى صورت گرفت كه در همان جلسه دكتر حمدان غامدى رسما اعتراف نمود كه بر خورد وهابيون با شيعيان تند بوده و صحيح نيست (تمام مكالمات ضبط و موجود است).
همچنين جلسه اى با حضور  جناب آقاى دكتر زمانى نماينده محترم بعثه مقام معظم رهبرى در اهل سنت و با شركت تعدادى از روحانيون اهل سنت ايران كه به عمره مشرف شده بودند، و دكتر حمدان غامدى، تشكيل داده و علماى اهل سنت ايران با ذكر مصاديق ثابت كردند كه نگاه وهابيون به نظام جمهورى اسلامى خصمانه بوده و كتابهاى نوشته شده عليه شيعه در عربستان دور از حقيقت و بلكه افترايى بيش نيست.
دكتر حمدان غامدى از حضور علماى اهل سنت ايران در صحنه سياسى ايران مانند امامت جمعه و جماعت و تدريس در مدارس و دانشگاهها شگفت زده شده و اظهار داشتند كه تصور ما از حكومت ايران غير از اين بود.

4 ـ از تأثير مثبت اينگونه جلسات همين بس كه وقتى در منزل دكتر حمدان غامدى با حضور جناب آقاى دكتر زمانى و تعدادى از آقايان اهل سنت بحث مى كرديم فرزند دكتر حمدان كه دانشجوى كارشناسى ارشد دانشگاه ام القرى است گفت:  پس از بحثهاى فلانى با پدرم، بدبينى 20 ساله من نسبت به شيعه عوض شد; چرا اينگونه بحثها بين علماى شيعه و وهابيت انجام نمى پذيرد؟ (اين مطلب بقدرى براى جناب آقاى دكتر زمانى جالب بود كه در جلسات متعدد اين را بازگو كرده بودند.)
5 ـ مدت حدود سه سال است كه روزهاى پنجشنبه جلسات پاسخگويى به جديدترين شبهات وهابيت را در مدرسه فيضيه داشته ام كه حدود 200 نفر از فضلا و طلاب علاقمند در آن شركت مى كنند كه بيش از 5000 CD آن در سطح كشور توزيع شده است.

6 ـ بيش از سى مورد در استانهاى مختلف (فارس، هرمزگان، خوزستان، خراسان جنوبى، گلستان، مركزى و...) جلسات تدريس نقد افكار وهابيت جهت آقايان روحانى، اساتيد و دبيران داشته ام كه گزارش برخى از آنان در سايتهاى مختلف خبرگزارى ها موجود است.
7 ـ حدود 20 جلسه بحث در دفاع از حريم تشيع و پاسخ به سوالات مردم از سراسر جهان به صورت زنده در شبكه ماهواره اى  Salam TVداشته ام كه همه آنها در سايت موجود است. و جلسه مناظره اى با يكى از علماى وهابيون، ملازاده (دكتر بلوشى) در تلويزيون مذكور داشته ام كه به در خواست مردم بيش از 15 بار برنامه تكرار شد. و الحمد للّه به بركت اين برنامه تا كنون، تعداد زيادى از جوان هايى كه در دام وهابيت گرفتار آمده بودند نجات يافتند و تعدادى به مذهب اهل بيت عليهم السلام گرويده و رسماً تشيع خود را اعلام نمودند. (گزارش دقيق و اسامى آنان در دفتر شبكه سلام موجود است).

8 ـ در سال گذشته چندين بار به صورت تلفنى در شبكه ماهواره اى المستقله شركت دادم كه پس از پايان بحث حضرت آيت اللّه كورانى فرمودند كه اين بحث شما آبرويى براى شيعه شد و قلب مادرت حضرت زهرا سلام اللّه عليها خوشحال شد.
9 ـ اينجانب  در تمام مباحثات و مناظراتى خود مقيد به رعايت ادب نسبت به برادران اهل سنت هستم و در طول 20 سال تدريس در حوزه علميه قم و... همواره گفته ام كه هر گونه تندى و اهانت به اهل سنت و يا جسارت به معتقدات و شخصيتهاى مورد احترام آنان گناه نابخشودنى است (اين مطلب در نوارهاى اين جالب كه در سايت ياد شده قرار گرفته موجود است).
به عنوان نمونه، سخنرانى اينجانب روز 14 شعبان سال جارى در همايش مهدويت بندر عباس كه بيش از 500 نفر از علماى شيعه و سنى حضور داشتند، گواه صادقى است. و چه بسا روش نرم اينجانب مورد اعتراض برخى از دوستان افراطى قرار گرفته است.
گفتنى است كه پس از بحث مفصل با يكى از دانشجويان وهابى غير ايرانى، وى به خدمت يكى از مراجع عظام تقليد رفته و تشيع خود را اعلام كرده و اظهار داشته بود كه يكى از علل استبصار من اين بود كه فلانى در صحبتهاى خود وقتى از خلفاء نام مى برد خيلى مؤدبانه تعبير مى كرد.

10 ـ سال گذشته كه با توجه به قرارداد اينجانب با سازمان فرهنگ و ارتباطات حدود سه ماه بنده مكه مكرمه بودم و از اساتيد توانمند كه سابقه تحقيق و تأليف در حوزه دفاع از حريم ولايت دارند دعوت نموده و براى حجاج ايرانى و غير ايرانى جلسات متعددى داشتيم و بحثهاى مختلفى با شخصيتهاى علمى وهابى انجام گرفت و جلسه پاسخ به سؤالات اينجانب براى دانشجويان به قدرى با استقبال پرشور آنان مواجه شد كه مسئول محترم عمره دانشجويي در گزارش خود به نماينده محترم مقام معظم رهبرى، اين جلسات را از موفقترين برنامه هاى عمره دانشجويى به شمار آورده بود.

نوشته اند: «پس از انتشار اين كتاب، برخي از علما و اساتيد حوزه علميه قم از اين كار اظهار نارضايتي كرده اند»:
براي كذب اين سخن خبرنگار شما، كافى است  بدانيد كه : اينجانب در اجلاسيه اساتيد سطوح عالي حوزه علميه قم در رابطه با هجوم فرهنگ شيعه و راهكارهاي صحيح مقابله با آن سخني گفتم، مورد تحسين همگي اساتيد بزرگوار قرار گرفت و يكي از آيات بزرگوار كه در جلسه حضور داشته از بنده دعوت فرموده تا در جلسه خصوصي در منزل ايشان ، در اين زمينه بحث شود و اطلاعات افزونى در اختيار ايشان قرار دهم.

نوشته ايد: «يكى از اساتيد حوزه علميه قم با انتقاد از وارد شدن به برخى مسائل حاد وافراطي مورد اختلاف بين شيعه و سنّى اظهار داشت: در موقعيت كنونى تأكيد برموارد مشترك و حفظ وحدت مسلمانان، بسيار مهم تر از آن است كه علماي ما، وقت خود را صرف برخي درگيري هاي كلامي كنند» :
اولا: بهتر است كه خوانندگان عزيز بدانند كه اين تعبير در حقيقت ناديده گرفتن (اگر نگوئيم اهانت) به حركت فعال  و با ارزشى است كه در سالهاي اخير در حوزه علميه قم تحت عنوان تخصصي كلام ، تخصصي مهدويت و تخصصى مذاهب انجام مي گيرد و هزاران فارغ التحصيل توانمند در سطوح كارشناسي و كارشناسي ارشد و دكترا فارغ التحصيل داشته و بسياري از آنان در استانهاي مختلف و يا خارج از كشور مشغول فعاليت و دفاع از حريم اهل بيت هستند.

نوشته ايد: «وارد شدن يك روحاني شيعه آن هم در اين سطح در اين چنين مناظرات به نظر بسياري از اساتيد حوزه علميه قم كار پسنديده اي نيست».
مراد، كدام استاد حوزه است ؟ و هدف از وحدت چيست؟
آيا آن استادي كه است به بهانه حفظ وحدت همواره از  فرهنگ اهل سنت (اگر نگوئيم وهابيت) دفاع مي كند و در اطلاعيه فراخوان مقاله نام رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) را بدون ذكر( وآله) مي آورد. يا آن استادي كه در جمع طلاب  سخن از حرمت بيزاري از دشمنان اهل بيت  عليهم السلام را به زبان مي آورد كه موجب اعتراض همگان قرار مى گيرد.
يا آن استادي كه در سخنراني خود در جمع علماي اهل سنت دفاع از خليفه اول را اصل مشروع به حساب مي آورد، و در كتاب خود با تعبير (إنّ الصحابة مراجع الأمّة بعد النبي (ص) إلى الأبد) مخالفت خود را با همه علماى شيعه در طول تاريخ اثبات مى كند و يا در دفاع از خوارج همانند «عِكرِمة»، صفحاتي قلم فرسايي مي كند.
و يا آن استادي كه براي حصول وحدت ميان شيعه و سني اثبات مشروعيت خلافت شيخين و دست برداشتن از منصوص الخلافه حضرت امير عليه السلام  را پيشنهاد مي كند و ...
كه اگر چنانچه به سايت مؤسسه مراجعه شود، پاسخ اين مطالب نادرست و بي اساس را داده ايم.

در پايان از مديريت محترم سايت بازتاب مى پرسم:
آيا طرح اين مسائل در سايت خبري مانند بازتاب خدمت به شيعه است يا خدمت به وهابيت؟
آيا اين كار شما اطلاع رساني به افرادي كه با اين كتاب آشنا نبودند نيست؟
آيا نام بردن از يك كتاب وهابى بدون اشاره به پاسخ آن و يا كيفيت تدوين اين كتاب، از مصاديق اشاعه فساد نيست؟
شما كه  جوابيه يك وهابى را اين چنين بزرگ كرده و سينه چاك مى كنيد در برابر كتاب «البينات في أباطيل المراجعات» كه توسط محمود زعبى و كتاب «الحجج الدامغات لنقض المراجعات» توسط أبو مريم محمد الأعظمى در نقد مطالب كتاب «المراجعات» مرحوم شرف الدين نوشته اند چه موضعى داريد.
و يا نقد بى ادبانه سايت فيصل نور، نسبت نوشته هاى حضرت آيت اللّه سبحانى و حضرت آيت اللّه ميلانى كه از مفاخر جهان تشيع به شمار مى رودند چه كرده ايد؟
وهزاران سؤال؟
در پايان از خداوند منان مى خواهم همه ما را به آن چه رضاى خود و ولى عصر ارواحنا فداه در آن است رهنمون نموده و ما از شرور نفس و شعله هاى حسد وخود خواهى نجات دهد!!
قم - 8/ 8 / 85       
حسيني قزويني                                         
مسئول مؤسسه تحقيقاتى حضرت ولى عصر عليه السلام

| لينک ثابت | نوشته شده توسط محمد صالح مقدسی |موضوع: مذهبی |

»»  سخنان آيت‌الله مکارم در سالروز تخريب بقيع توسط وهابيان

حضرت آيت الله مکارم شيرازي، در درس خارج فقه، با اشاره به سال روز تخريب قبور ائمه بقيع، ضمن پاسخ به برخي شبهات وهابيت بر ضد شيعه گفت: در حالي که صهيونيست ها در آرامش زندگي مي کنند، وهابيان، شيعيان عراق را مي‌كشند.

به گزارش رسا، حضرت آيت الله ناصر مکارم شيرازي، از مراجع تقليد، روز سه شنبه در درس خارج فقه خود در مسجد اعظم قم، با مد نظر قرار دادن مناسبت هشتم شوال، سال روز تخريب قبور مطهر ائمه بقيع، اين فاجعه غير انساني را نتيجه تندروي علماي فرقه وهابيت و اشتباه آنان در برداشت از مفاهيم آيات قرآن عنوان کرد.

وي افزود: پيدايش فرقه وهابيت يکي از مشکلات و چالش هاي بزرگي است که دين مبين اسلام در طول تاريخ خود با آن روبرو شده و به وسيله آن عقب افتاده است. اينها عراق را به دست گرفته و با انجام عمليات هاي تروريستي چهره اسلام را بد نما کرده اند. در حالي که صهيونيست‌ها و ديگر دشمنان اصلي اسلام که کمر به محو اين دين بسته اند، در سلامت زندگي مي کنند، وهابيان، شيعيان عراق را براي تحصيل رضاي خدا، مي‌كشند.

اين مدرس خارج فقه حوزه علميه قم با بيان اين كه بسياري از دانشمندان اسلامي و بزرگان مسلمان، به زيارت اهل قبور مي رفتند و اين مسأله در بسياري از کتب معتبر اسلامي آمده است، تصريح كرد: وهابيت يکي از وحشتناک‌ترين عقايد خود يعني بريدن سر شيعيان را در کتاب هاي ديني دوران متوسطه تدريس مي کنند و جان و مال زايران قبور را مباح مي شمرند.

وي افزود: وهابيان دم از توحيد و مبارزه با شرک مي زنند و از آيات هجدهم سوره جن و يونس براي اثبات سخن خود بهره مي گيرند؛ در حالي كه اين دو آيه بر ضد برداشت نادرست آنان است.

اين مدرس خارج فقه حوزه علميه قم، با بيان اين كه علماي وهابي معني توحيد و شرک را نفهميده اند ابراز داشت: وهابيت حتي در هجدهمين آيه سوره جن (فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً) نمي‌توانند معني كلمه «مع» يعني همراهي را بفهمند؛ اين آيه مي‌گويد در عرض خداي متعال،‌ به كسي توسل نجوييد، ولي ما پيروان مكتب اهل بيت (ع) شفاعت را در طول خداي منان مي‌خواهيم؛ يعني به ائمه اطهار (ع) متوسل مي شويم تا از خداي بخشنده بخواهند كه ما را بيامرزد؛ ما آمرزش و مغفرت را از خود ائمه (ع) نمي خواهيم.

وي در ادامه اظهار داشت: وهابيان مسأله توسل، شفاعت و زيارت قبور مردگان را در حالي که درک نمي کنند مورد انکار قرار مي دهند؛ شگفت اين كه «محمد بن عبد الوهاب»، پيشواي اين فرقه، مسلماناني را که قائل به سه امر مذکورند با توجه به آيه هجدهم سوره يونس از بت پرستان زمان جاهليت بدتر مي داند. در صورتي که شيعيان، امامان خود را عبادت نمي کنند، بلكه از آنان درخواست شفاعت مي كنند، پيروان مكتب تشيع، به ائمه اطهار (ع) توسل مي جويند. ما به اين نکته واقفيم که خداي متعال از توسل به بت‌هايي که از سنگ و چوب هستند نهي کرده است.

اين مرجع تقليد در پاسخ به اين شبهه وهابيت كه بوسيدن ضريح ائمه اطهار (ع) را شرک مي دانند خاطر نشان ساخت: همين افراد، بوسيدن «حجر الاسود» را استثنا و از سنت مي دانند؛ در حالي که در شرک استثنا وجود ندارد.

وي ابراز داشت: اميدواريم با روشن شدن افكار مسلمانان، به زودي شاهد تجديد بناي قبور مقدس امامان مدفون در بقيع باشيم. علاقه مندان به ائمه اطهار (ع) بهانه به دست دشمنان ندهند و در زمان زيارت قبور، واقعاً توسل باشد.
حضرت آيت الله مكارم شيرازي در پايان ابراز اميدواري كرد كه حرم تخريب شده عسکريين (ع) در سامرا با بازگشت امنيت به عراق بهتر از گذشته ساخته شود.

| لينک ثابت | نوشته شده توسط محمد صالح مقدسی |موضوع: مذهبی |

»»   جواني از فلسطينم !!

 


زباني در دهان از فلسطين راز مي گويد


زبانم از فلسطين ، قصه هاي تلخ وشيرين،


خاطرات زشت وزيبا باز مي گويد


من از خاک فلسطينم


من از«غزه » من از «حيفا»،‌ من از «قدس»م


ز«رام الله »خونينم


ز«نابلس »،«نهراردن» ،«اورشليم » و«الخليل» و«ديرياسين»م


نهالي ريشه در خونم


جواني از فلسطينم


جوانم ، از غرور وشور ، سر شارم


به دستي شاخه ي زيتون


- نشان صلح -


ودست ديگرم بر ماشه ي گرم مسلسلهاي سنگينم


                                                          -          نشان کين -


نبرد آتشين ،‌دينم


ستيز ورزم آيينم


هميشه بسترم ، شن زار و سنگستان خاک ميهنم بوده ست


به هنگام نيايش ، در دل محرابي از سنگر


نمازم را به شب ، آهسته مي خوانم


نمازي سرخ !


نمازي رکعتش کوتاه ، وردش خون ،‌


اذانم بانک شليکم


که از گلدسته سنگر


 سکوت خسته وهم آور شب را به آتش مي زند بر هم


 


بهوش ! اي گوشهاي تشنه ي فريادهاي خسته وخاموش


بهوش ! اي قلبهاي پاک وانسان دوست


 زباني در دهان از فلسطين راز مي گويد


 


                       هر وبلاگ درسهاي خون وحماسه را دوباره تکرار مي کند  


                          -   هر وبلاگ -


                               *   يک فرياد *


                                                     


تهران ، چهارراه ولي عصر ، پارک دانشجو ( به اطلاع مي رساند به منظور هماهنگي با دوستان هيئت بلاگ مکان تجمع از ميدان انقلاب به چهارراه ولي عصر ، پارک دانشجو تغيير يافت ) ساعت 10


قم : ميدان روح الله ساعت 10 صبح


 با تشكر : دفتر توسعه وبلاگهاي ديني -يوسف.پارسي بلاگ .كام     


 

 تبسم بر چهره محمد (ص) در سال پيامبر


سه ماه وقتش تموم شده ؛ خداحافظ ماه خدا، خداحافظ ماه پيامبر ، خداحافظ ماه امت محمد(ص).... به همين سادگي ....آيا نشون دادن بندگي هم به همين سادگي بود؟


از همين امروز، خدا شمارش معکوس ماه رمضونشو مي زنه 5 روز ،4روز ... فرشته ها هم که دارن کم کم برگه امتحانات رو جمع مي کنن خدايا نمره ام چي مي شه؟
پرونده ام ؟ روز اعلام نتايج (قيامت ) ؟؟!!
ماه رمضون هم كه داره سفرشو همين جوري با همون مهربوني خاصش که پهن کرده بود، همين جوري هم کم کم داره جمع مي کنه ...( بي توشام وسحر چه کنم؟)


کوله بار ماه رمضون امسال چه قدره؟چي گذاشتي سر سفره ماه رمضون امسال ؟چي از رو سفرش بر داشتي ؟



چه کساني از امت محمد (ص) تبسم را برچهره محمد (ص) در سال پيامبر قرار دادند ؟؟؟


صداي ربناها والهي العفوها مي آيد واين صداها تا روز قيامت بر زبان وجانها باقي وجاري خواهد ماند ...


| لينک ثابت | نوشته شده توسط محمد صالح مقدسی |موضوع: مذهبی |

»»  

انتقام مي گيرم***

يكشنبه 7 آبان 1385 ساعت 12:52 عصر

1 ـ خداوند فرمود: «اى پيامبر! بوسيله تو و پيشوايان از نسل تو بر بندگان خويش رحمت مىآورم، و به وسيله قائم از بين شما، زمين خود را با تسبيح و تقديس و تهليل و تكبير و بزرگداشت مقام الوهيّت، آباد مىسازم.


و به وجود او زمين را از دشمنانم پاك مىكنم و آن را ميراث اولياى خويش قرار مىدهم، و به وسيله او كلمه توحيد را تعالى بخشيده، كلمه كافران را به سقوط مىكشانم، و به دست او و با علم خود سرزمينها و دل بندگانم را حياتى تازه مىبخشم و گنجها و ذخيرههاى پنهان را به مشيت خود برايش آشكار مىسازم.


و با اراده خود او را بر نهانىها و مكنونات قلبى ديگران آگاه مىگردانم و با فرشتگان خود او را يارى مىرسانم تا در اجراى فرمان من و تبليغ دين من مددكار او باشند. او به حقيقت ولىّ من است و به راستى هدايتگر بندگان من مىباشد.»


2 ـ امام باقر(عليه السلام) در وجه نامگذارى حضرت «مهدى (عليه السلام)» به «قائم آل محمد(صلى الله عليه وآله وسلم)» حديثى قدسى روايت فرمود: «زمانى كه جدم حسين كه صلوات خدا بر او باد به شهادت رسيد، فرشتگان با گريه و زارى به درگاه خداوند عزوجلّ ناليدند و گفتند: پروردگارا! آيا از آنان كه برگزيده و فرزند برگزيده تو را، و امام انتخاب شده از بين خلق را كشتند، در مىگذرى؟!


خداوند به آنان وحى فرمود كه: «فرشتگان من آرام گيريد. سوگند به عزّت و جلالم كه از آنان انتقام مىگيرم اگرچه بعد از گذشت زمانى طولانى باشد.» سپس فرزندان از نسل حسين (عليه السلام) را كه پس از او به امامت مىرسند به ملائكه نشان داد و آنان شاد شدند.


در بين اين پيشوايان، يك نفرشان به نماز ايستاده بود «فإذا احدهم قائم يصلّى فقال اللّه عزّوجلّ: بذلك القائم أنتقم منهم.» خداوند عزّوجلّ فرمود: به وسيله آن «قائم» از دشمنان و قاتلان حسين(عليه السلام)انتقام مىگيرم.


مهدي جان ! مولايم ! حالا كه نمي آيي پس به خاطر انتقام خون جدت حسين (عليه السلام )ومادرت زهرا، بيا .


و به خاطر قلبهاي سوخته عاشقانت آب وصال بريز وبا صبح ظهورت ،شام ظلماني هجران ستارهاي منتظرت را، به روز روشن مبدل ساز .


| لينک ثابت | نوشته شده توسط محمد صالح مقدسی |موضوع: مذهبی |

»»  احوالات منتظران

سم الله الرحمن الرحیم

اندر احوالات منتظران عصر غیبت



ای دوسه تا کوچه زمادورتر

نغمه تو از همه پر شور تر

کاش که این فاصله را کم کنی

محنت این قافله را کم کنی

کاش که همسایه ما میشدی

مایه آسایه ما می شدی

ای نگهت خواستگه آفتاب

برمن ظلمتزده یک شب بتاب

پرده برانداز ز چشم ترم

تا بتوانم به رخت بنگرم

ای نفست یار و مددکار ما

کی و کجا وعده دیدار ما؟

****************

یه چند روزی حال وحوصله نوشتن نداشتم ... به اصطلاح این چند روز هم که ایام خوشی و شادیه!

نمی خوام حرفهای تلخ بزنم ولی خداییش این ایام برنامه های تلویزیون جمهوری اسلامی که یه زمانی قرار بود واسه خودش دانشگاهی باشه! واقعاً باعث شادی قلب امام زمان علیه السلام شده! اگه قرار به اینه ، فکر کنم که اگه بی اعتنا از مقابل جشن میلاد امام زمان بگذرند خیلی بهتره ، مثل خیلی چیزای دیگه که بهشون بی اعتنا هستند...

بگذریم آقاجون بگذریم!

بریم سر اصل مطلب. بعضی وقتها یه چیزایی هست که من با وجود مطالعه نسبی که دارم هنوز جوابی براشون پیدا نکردم. این در حالیه که شاید خیلی از دوستان من اصلاً همینقدر مطالعه رو هم ندارند! و در این صورت قطعاً میشه گفت اگر اون سئوالات رو ازشون بپرسی توی جوابش می مونند. و فی المثل اگه این سئوال در مورد « وظیفه ما در عصر غیبت » باشه ، دونستن جوابش مهم و حیاتیه.

نمی خوام باز وارد بحثای اعصاب خوردکنی مثله اینکه چه کسی مقصره یا مسئول این وضعیته بشم. ولی براستی مشکل از کجاست که به خوبی نتونستیم در سطح جامعه این مفهوم رو ترویج کنیم؟

شاید شما با این حرف من موافق نباشید ولی من معتقدم خیلی مسائل هست که هنوز در مورد وظایف ما روشن نشده!

از نظر من هنوز خیلی اختلاف عقیده وجود داره و هنوز نمیشه جواب درست و حسابی ای به این پرسش داد که وظیفه ما در عصر غیبت واقعاً چیه؟؟

من سئوالاتی رو که توی این زمینه دارم مطرح می کنم .

اولاً آیا واقعاً مومنین در عصر غیبت وظایف خاصی دارند که مومنین قبل از عصر غیبت موظف به اون وظایف نبودند؟

ثانیاً با فرض قبول اینکه مومنین در عصر غیبت وظایف خاصی دارند ، آیا این وظایف مقدمات ظهور رو فراهم میکنه و امر ظهور رو نزدیکتر میکنه یا نه اصلاً ربطی به نزدیکتر شدن ظهور حضرت حجت علیه السلام نداره؟؟

ثالثاً پاسخ پرسش فوق هرچه که باشه این سئوال بعدش مطرح میشه که آیا ترک این وظایف مانند واجبات دین ، موستوجب عقاب و مؤاخذه خواهد بود یا خیر؟؟

رابعاً در صورتیکه پاسخ پرسش دوم منفی باشه در اونصورت وظایف مومنین در عصر غیبت به خاطر چیست؟ ، و اگر پاسخ اون پرسش مثبت باشه ، نوبت به این پرسش میرسه که حالا این وظایف چی هستش؟؟

خامساً این سئوال برمیگرده به جوابی که در سئوال قبل داده میشه. من با توجه به مطالعات محدودم جوابهایی رو که به سئوال چهارم داده شده مطرح می کنم .

یک کتابی هست به نام «آیا ظهور نزدیک است؟!» ... کتاب خوبیه این کتاب. توی این کتاب چهار سئوال مطرح شده که مولف کتاب هر کدوم از این سئوالات رو از علمای معاصر سئوال کرده و پاسخها میتونه نشان دهنده نمای کلی از نگرش علمای دین به مسئله مهدویت باشه.

یک سئوال اینه که چگونه باید برای ظهور حضرت آمادگی پیدا کنیم؟؟ که در واقع با کمی اغماض میشه همون سئوالی که ما دنبالشیم ، یعنی وظایف ما در عصر غیبت چیه؟

فعلاً ادامه نمیدم تا بعد...

**********************

ضمناً چند وقت پیش تصمیم گرفته بودم یه وبلاگ دیگه راه بندازم و توش از مسئله عدالت و عدالتخواهی بنویسم ، ولی دیدم اونطوری دردسرش بیشتره و ما هم که سرمون کلی شلوغه!! فلذا تصمیم بر این شد که همینجا و تو همین وبلاگ یه بخشش رو هم اختصاص بدم به موضوع بی عدالتی و مطالبه عدالت. از کی ؟ خوب معلوم از مسئولین بخت برگشته این مملکت! چرا بخت برگشته حالا؟ چون با بد آدمایی طرف شدن!!! یعنی ما به این راحتی ها دست از سر ... این آقایون مسئول بر نمی داریم!

خلاصه اینها رو گفتم که اگه بعداً یه پستهای خیلی خفنی رو ملاحظه فرمودید ، ناراحت نشید و آمادگیش رو داشته باشید!
| لينک ثابت | نوشته شده توسط محمد صالح مقدسی |موضوع: مذهبی |

»»  نقدی بر روند مداحی و عزاداری امروز

شاید صریح‌ترین نقد بر روند مداحی و عزاداری کنونی را تابستان ۸۴ از زبان رهبری شنیده باشیم. که نظیر آن را تنها در نشریات دانشجویی می‌دیدیم و گاهی که در بحث با دوستان‌مان جدی و کمی عصبانی می‌شدیم به زبان می‌آوردیم. سخنانی که با صراحت فوق‌العاده در جمع مداحان ایراد شد. جمعی که در ادعای پیروی از ولایت و اطاعت و سرسپردگی خود را طلایه‌دار می‌داند، و همیشه خرده‌گیر عدم فرمان‌برداری دیگران است. اما این نقدهای بی‌واسطه در ادامه‌ی صحبت‌های قاطع آیت الله مکارم شیرازی و تنی چند از دیگر مراجع و علما مثل آیت الله فاضل لنکرانی نه تنها تاثیری بر دوستان متولی مجالس عزاداری نداشت، بلکه شنیده‌ها حاکی از چیز دیگری بود. موضع گیری عملی و نه چندان صریح آقایان در برابر علما و مراجع نشان از شانی بود که ایشان برای خود قائلند. شانی که در پرتو رویاهای صادقه‌ی دوستان، اقوام و همسایگان جناب مداح مشروعیت و مقبولیت می‌یابد.
در این میان، صحبت‌های حجت الاسلام و المسلمین سید احمد خاتمی در اجلاس شورای خبرگان رهبری که جمعی بی‌نظیر از حیث علما و فرزانگان حوزه است، بسیار جالب توجه بود. سندیت، صراحت و انگشت نهادن بر نکات اساسی از ویژگی‌های این صحبت بود.
بی‌مناسبت ندیدیم تا نگاهی دوباره به این صحبت بیندازیم. لازم به توضیح است که ایشان تاکید داشتند که این سخنان موضع گیری علیه مداحان نیست، بلکه نقدی است بر روند فعلی عزاداری‌ها و تلاش برای اصلاح و درستی.

 


یک جانبه مطرح کردن اهل‌بیت
نکته‌ی اولی که ایشان بدان اشاره دارد، پرداخت یک سویه‌ی محافل به ملکوتی بودن امام است. تاکید بر شفاعت امام و ولایت تکوینی، فرد را از زندگی روزمره امام و الگویری از رفتار امام و تاسی به او دور می‌دارد. فی‌الواقع رفتار امام برای شخص بازگو نمی‌شود تا او به فکر پیروی و تاسی بیافتد.
مایه تاسف آن که اخیرا در بعضی مجالس حتی به جنبه‌ی ملکوتی و غیبی امام نیز پرداخته نمی‌شود. و تنها چیزی که روی آن تاکید می‌شود محبوب بودن امام است. این که امام مظهر تمام عشق و محبت دل‌بستگی فرد باشد. سخنی در این که می‌بایست امام را محبوب داشت نیست. اما شناخت و معرفت لازمه و شرط ابتدایی ایجاد علاقه است. امامی که تنها نامش و کنیه‌اش را می‌دانیم و بر مصائبی که بر او گذشته می‌گرییم، و شاعران خوش ذوق مجلس در وصف چشم او می‌سرایند را تا کجا و چگونه می‌توان دوست داشت. آیا این حب و علاقه پایه‌ی پیروی و ادامه‌ی راه یا نثار جان و آبرو در راه او خواهد بود؟
از طرفی این شدت و حدت در وصف چشم و ابروی امام و تمام کمالات امام را در آن خلاصه کردن، چیزی جز وهن مکتب نیست. از دید یک ناظر بیرونی که نگاه کنید، تمام و تنها دلیل پیروی این جماعت را ابروانی کشیده و چشمانی شهلا، قدی رعنا و قوای جسمانی فوق‌العاده خواهید یافت. که نمونه‌های اعلای هر یک را بنده بسیار جاهای دیگر دیده‌ام و احتمالا شما هم.
نگارنده اگر بخواهد کمی روان‌کاوانه این جریان را بررسی کند، آن را ناشی از خود باختگی در برابر ترانه‌سرایان لس‌آنجلسی می‌داند و شاید کم‌بودهایی در درون. نیازی که برآورده نشود و تقاضایش جدی باشد، لابد خودش را جای دیگر و به گونه‌ای دیگر بروز خواهد داد.

 

دروغ
به حمدالله به برکت تلاش‌های فراوان کسانی چون شهید مطهری و محدث نوری، بسیاری از دروغ گویی‌ها و تحریفات تاریخی از مجالس روضه‌خوانی رخت بربسته. دیگر سخن از 72 ساعت بودن عاشورا یا ملیونی بودن عدد سپاه کوفیان نیست. هر چند هنوز نمونه‌های نازلش را می‌توان جست. هیئات کوچک‌تر و شهرستان‌ها میزبان انواع و اقسام داستان‌های شفا، خواب و مکاشفه و ملاقات با امام زمانند و همه‌ی محافل درگیر بلای «زبان حال». الامان از این «زبان حال». مشکل عمده‌ی این «فرموده باشد» و «زبان حال» گویی‌ها، نسبت دادن سخنانی است که از عزت اهل بیت به دور است. جریان کربلا چه قبل و چه بعد از عاشورا، از مدینه تا شام سراسر عزت است. کوچک‌ترین ضعفی در عزای اهل بیت چه در جنگ و چه در اسارت در تاریخ ثبت نشده. آن وقت مداح عزیز به نام دوستی اهل بیت آن چنان ذلتی را برای یک کف آب نسبت می‌دهد که در شان خودش هم نیست، چه رسد به این اسوه‌های عزت.
یک نمونه‌اش مضطر و نالان خواندن عقیله‌ی بنی‌هاشم، حضرت زینب کبری سلام‌الله‌علیهاست آن زینبی که ما می‌شناسیم، دختر حیدر کرار است و مورخان در وصفش نوشته‌اند آن چنان صلابتی دارد که گاه باورش و هضمش بر انسان دشوار است. کسی که آن خطبه‌ها را در شام و کوفه خواند تمام قد ایستاده بود. صدایش نمی‌لرزید. دستش به هراس نمی‌جنبید. چنان با صلابت سخن می‌گفت که می‌گفتی در صدر مجلس است و قاضی، و حساب پس می‌گیرد از کوفیان و اهل شام. صدای زنی فرزند و برادر مرده نبود که داد تظلم سر داده. آن وقت این فریاد می‌کشد زینب مضطرم و نامش را به نالیدن می‌برد. والله انصاف نیکو و پسندیده است. ببین زینب چه کرده و چه گفته، آن وقت بگو نالان و مضطر؛ به کسی که وارث افتاء است بعد از امام.

 

خواب و مکاشفه
روزگاری فکر می‌کردم آن‌ها که خواب می‌بینند لابد سیم‌شان وصل است. هنوز هم چنین است. ولی این را نمی‌فهمم که چرا تمام رویاهای صادقه را یک عده و اطرافیانشان می‌بینند. چرا این خواب‌ها این قدر به مجالس مرتبط است، که فلان ذکر مورد تایید است و این خوب نیست و آن به‌تر است.
مهم‌ترين نکته‌ای که دوستان و عزیزان فراموش کرده‌اند، این است که مکاشفه و خواب برای صاحبش هم حجت نیست چه رسد به دیگران. مکتبی که پشتوانه‌های منطقی بسیار استوار دارد نیازی به خواب و مکاشفه برای حجیت و استدلال ندارد. این‌ها همه به جز دروغ‌هایی است که به اسم مکاشفه و خواب نحویل مردم می‌شود و راه را برای سودجویی و تحریف مذهب باز می‌کند.

 

اظهار مطالب موهن
اجازه بدهید نمونه‌ای از این مطالب را که حجت الاسلام سيد احمد خاتمی به عنوان مثال در اجلاس خبرگان مطرح کردند، ببینیم:
هر کی می‌خواد هر چی بگه
من سگ کوی زینبم
سلطنت جهان ز تو
من سگ کوی زینبم

آیت الله تبریزی در پاسخ به سوالی درباره‌ی این رفتار فرموده بودند: ائمه از ما نخواسته‌اند که خود را به صورت حیوان درآوریم. آن چه از ما خواسته‌اند این است که مومن صالح باشیم و اخلاق ما اخلاقی باشد که از آن بزرگواران رسیده.
گاه به این نتیجه می‌رسم که این عزیزان فوق العاده از واقعیات تاریخی دورند. آن طور که بنده در تاریخ دیده‌ام، ‌آن که به یوزان علاقه‌ی وافر داشت و یوزبانان متعدد، پسر هند بود نه کس دیگر.

 

اکتفا به سینه‌زنی
رونق مجالس و محافل عزاداری هر چند نشان از دل‌بستگی مردم این دیار به اهل بیت پیامبر خاتم دارد، اما ایراداتی را در آن می‌توان جست. وقتی حد فاصل دو خیابان بیست متری با شش تا هشت تکیه پر می‌شود، و رقابتی چشم گیر در نمایش رنگین تمثال‌های اهل بیت رخ می‌دهد، تنها چیزی که می‌ماند ساعتی سینه‌زنی شور است. نه ذکر مناقب اهل بیت، نه تعلیم معالم‌شان، نه حتی دو بیت شعر که آموزه‌ای داشته باشد. بماند مجالس بزرگتری که اساس را بر سینه‌زنی و جست و خیز گذارده‌اند.تنها از زبان مداح می‌شنویم که باید به امام و دوستانش عشق ورزید. چرایش را هم کسی نمی‌پرسد. لابد چون پدرانمان این گونه بوده‌اند.
اما این تمثال‌ها هم كه جاى آن پرده‏ها را گرفته، حكایتى است. آن وقت‏ها كه پرده‏ها را مى‏كشیدند، كسى كنارش مى‏ایستاد و تمام ماجرا را تعریف مى‏كرد كه اینجا حر آمد با سپاهش، آن‏جا على اكبر به میدان رفت، این‏جا عمر سعد تیر انداخت و... اما امروز فقط پارچه‏اى كه رویش یك صورت است مى‏بندیم به داربستى كه از قبل مهیا شده. هر چه تعدادش بیشتر باشد و بزرگ‏تر، آبروى هیات محل و اعتبارش بیشتر مى‏شود. نقاش هم كه مشخص است ساعاتى را صرف كشیدن چشمان سرمه كشیده و مژگان بلند كرده. احتمالا این هم راهى است براى نشر معارف اهل بیت. نمى‏دانم اگر مصطفى عقاد چهره‏ى امیرالمؤمنین را در غزوه‏ى بدر نشان داده بود، چه قدر در همین تكایا لعنش مى‏كردیم.
 

 

راهكارها
در پایان راهكارهایى براى حل معضل پیشنهاد مى‏شود:
1- آن‏كه هم‏واره در این نقادى‏ها توجه داشته باشیم كه اصل عزادارى آسیب نبیند و برپاكنندگان آن دل‏سرد نشوند.
2- مقابله با این آسیب‏ها به تدریج صورت گیرد. نصیحت، موعظه و نطق، راه حل بسیارى از این نابسامانى‏هاست.
3- طرح این آسیب‏ها از سوى بزرگان صورت گیرد تا هنجار و ضد ارزش بودن آن‏ها بر همگان روشن شود.

| لينک ثابت | نوشته شده توسط محمد صالح مقدسی |موضوع: مذهبی |

»»  اعمال ماه مبارک رمضان

فقير گويد كه سيّد ايـن دعـا را در شـب اوّل مـاه ذكر فرموده روز ششم سنه دويست و يك مردم بيعت كردند با حضرت امام رضـا(عليه السلام) و سيّد روايت كرده كه براى شكرانه اين نعمت دو ركعت نماز در اين روز بگذارند در هر ركعت بعد از حمد بيست و پنج مرتبه توحيد بخوانند شب سيزدهم اوّل ليالى بيض است و در آن سه عملست اول غسل دوم چهار ركعت نماز در هر ركعت حمد و بيست و پنج مرتبه توحيد سيّم دو ركعت نماز كه در شب سيزدهم رجب و شعبان نيز خوانده مى شود در هر ركعت بعد از حمد يس و تَبارَكَ الْمُلْك و توحيد بخواند و در شب چهاردهم اين نماز خوانده مى شود به چهار ركعت به دو سلام و در سابق در شرح دعاى مجير گذشت كه هر كه آن را در ايّام البيض ماه رمضان بخواند گناهانش آمرزيده شود اگرچه به عدد قطرات باران و برگ درختان و ريگ بيابان باشد شب پانزدهم از ليالى متبركه است و در آن چند عملست: اوّل غسل دوّم زيارت امام حسين(عليه السلام) سيّم شش ركعت نماز به حمد و يـس و تبارك و توحيد چهارم صد ركعت نماز در هر ركعت بعد از حمد ده مرتبه توحيد بخواند شيخ مفيد در مقنعه از حضرت اميرالمؤمنين(عليه السلام) روايت كرده كه هر كه اين عمل را بجا آورد حق تعالى بفرستد بسوى او ده ملائكه كه دفع كنند از او دشمنان او را از جنّ و انس و بفرستد سى فرشته نزد مَوْت او كه او را ايمن كنند از آتش پنجم روايت شده كه از حضرت صادِ(عليه السلام) سؤال كردند كه چه مى فرمائى در حق كسى كه حاضر شود نزد قبر حسين(عليه السلام) در شب نيمه ماه رمضان فرمود بَه بَه كسى كه نماز گذارد نزد قبر آن حضرت در شب نيمه ماه رمضان ده ركعت بعد از نماز عشاء و اين نماز غير از نافله شب باشد و بخواند در هر ركعت بعد از حمد قُلْ هُوَاللّهُ اَحَدٌ ده مرتبه و پناه ببرد به خداوند تعالى از آتش جهنّم حق تعالى او را آزاد از آتش ثبت فرمايد و از دنيا نرود تا در خواب به بيند ملائكه اى كه بشارت دهند او را به بهشت و ملائكه اى كه ايمن گردانند او را از آتش روز نيمه سنه دوّم ولادت با سعادت حضرت امام حسن مجتبى(عليه السلام) واقع شد و شيخ مفيد فرموده كه تولّد امام محمد تقى(عليه السلام) در سنه صد و نود و پنج در اين روز بوده لكن مشهور در غير اين روز است بهرحال روز بسيار شريفى است و صدقات و مَبَرّات در آن فضليت بسيار دارد شب هفدهم شب بسيار مباركيست و در آن شب لشكر حضرت رسول(صلى الله عليه وآله) با لشكر كفّار قريش ملاقات كردند در بدر و در روزش جنگ بدر واقع شد و حق تعالى لشكر آن حضرت را بر مشركين ظفر داد و آن اعظم فتوحات اسلام بود لهذا علماء فرموده اند كه در آن روز مستحب است صدقه و شكر خدا بسيار نمودن و غسل و عبادت در شبش نيز فضيلت عظيم دارد مؤلف گويد كه روايات بسيار وارد شده كه در آن شب بَدْر حضرت رسول(صلى الله عليه وآله) با اصحاب فرمود كيست امشب براى ما برود از چاه آب بكشد بياورد اصحاب سُكوت كردند و هيچكدام اِقدام بر اين كار نكردند حضرت اميرالمؤمنين(عليه السلام) مشكى برداشت به طلب آب بيرون رفت و آن شب شبى بود سرد و باد مى آمد و ظلمت داشت پس رسيد به چاه آب و آن چاهى بود بسيار گود و تاريك و آن حضرت دَلْوى نيافت تا از چاه آب كشد لاجَرَم به چاه پايين رفت و مشك را پر كرد و بيرون آمد رو كرد به آمدن كه ناگاه باد سختى برخورد به آن حضرت كه آن جناب از سختى آن نشست تا برطرف شد پس برخاست و حركت فرمود كه ناگاه باد سختى ديگر مانند آن آمد آن حضرت نشست تا او نيز ردّ شد ديگر باره برخواست برود برود مرتبه سيّم نيز همان نحو بادى رسيد و آن حضرت نشست و چون ردّ شد برخاست و خود را به حضرت رسول(صلى الله عليه وآله) رسانيد حضرت پرسيد كه يا اَبَاالحسن براى چه ديرآمدى عرض كرد كه سه مرتبه بادى به من رسيد كه بسيار سخت بود و مرا لرزه فراگرفت و مَكْثَم به جهت برطرف شدن آن بادها بود فرمود آيا دانستى آنها چه بود يا علىّ عرض كردنه فرمود آن اوّل جبرئيل بود با هزار فرشته كه بر تو سلام كرد و سلام كردند و ديگرى ميكائيل بود با هزار فرشته كه بر تو سلام كرد و سلام كردند و پس از آن اسرافيل بود با هزار ملائكه كه سلام كرد بر تو و سلام كردند و اينها فرود آمدند به جهت مَدَدِ ما فقير گويد كه اشاره به همين است قول آن كسى كه گفته كه از براى اميرالمؤمنين(عليه السلام) در يك شب سه هزار و سه منقبت بـوده و اشـاره به همين نموده سيّد حميرى در شـعر خـود در مــدح آن حضــرت

 اُقسِـمُ بِـاللهِ وَ الآئِـهِوَالْمَرْءُ عَمّا قالَ مَسْؤُولٌ

سوگند خورم به خدا و نعمتهايش

و انسان از هر چه گويد بازخواست شود

اِنَّ عَلِىَّ بْنَ اَبيطالِب(عليه السلام)عَلَى التُّقى وَالْبِرِّ مَجْبُول

ٌبراستى على بن ابيطالب فطرتش به پرهيزكارى و نيكى سرشته شده

كانَ اِذَا الْحَربُ مَرَتْهَا الْقَناوَاَحْجَمَتْ عَنْهَا البَها ليل

ُچنان بود كه هنگامى كه نيزه ها تنور جنگ را مى افروختو دليران از آن گريزان بودند

يَمْشى اِلَى الْقِرْنِ وَفى كَفِّهِاَبْيَضُ ماضِى الْحَدِّ مَصْقُول

ٌبسوى هماورد خويش مى رفت و در دستش شمشير بَراِ و بُران و صيقلى شده بود

مَشْىَ الْعَفَرْنا بَيْنَ اَشْبالِهِاَبْرَزَهُ لِلْقَنَصِ الْغيلُ

چنانچه شير در ميان بچه هاى خود راه مى رود

در آن حال كه بيشه براى شكار او را بيرون فرستد

ذاكَ الَّذى سَلَّمَ فى لَيْلَةعَلَيْهِ ميكالٌ وَجِبْريلٌ

على همان كسى است كه در يكشب بر اوسلام كرد ميكائيل و جبرئيل

ميكالُ فى اَلْف وَجِبْريلُ فىاَلْف وَيَتْلُوهُمْ سَرافيلُ

ميكائيل با هزار فرشته و جبرئيل نيز باهزار فرشته و پشت سر آنها نيز اسرافيل آمد

لَيْلَةَ بَدْر مَدَداً اُنْزِلُواكَاَنَّهُمْ طَيْرٌ اَبابيلُ

در شب بدر كه براى كمك فرود آمدندهمانند مرغهاى ابابيل (كه به مكه آمدند)

| لينک ثابت | نوشته شده توسط محمد صالح مقدسی |موضوع: مذهبی |

»»  اعمال ماه مبارک رمضان

فقير گويد كه سيّد ايـن دعـا را در شـب اوّل مـاه ذكر فرموده روز ششم سنه دويست و يك مردم بيعت كردند با حضرت امام رضـا(عليه السلام) و سيّد روايت كرده كه براى شكرانه اين نعمت دو ركعت نماز در اين روز بگذارند در هر ركعت بعد از حمد بيست و پنج مرتبه توحيد بخوانند شب سيزدهم اوّل ليالى بيض است و در آن سه عملست اول غسل دوم چهار ركعت نماز در هر ركعت حمد و بيست و پنج مرتبه توحيد سيّم دو ركعت نماز كه در شب سيزدهم رجب و شعبان نيز خوانده مى شود در هر ركعت بعد از حمد يس و تَبارَكَ الْمُلْك و توحيد بخواند و در شب چهاردهم اين نماز خوانده مى شود به چهار ركعت به دو سلام و در سابق در شرح دعاى مجير گذشت كه هر كه آن را در ايّام البيض ماه رمضان بخواند گناهانش آمرزيده شود اگرچه به عدد قطرات باران و برگ درختان و ريگ بيابان باشد شب پانزدهم از ليالى متبركه است و در آن چند عملست: اوّل غسل دوّم زيارت امام حسين(عليه السلام) سيّم شش ركعت نماز به حمد و يـس و تبارك و توحيد چهارم صد ركعت نماز در هر ركعت بعد از حمد ده مرتبه توحيد بخواند شيخ مفيد در مقنعه از حضرت اميرالمؤمنين(عليه السلام) روايت كرده كه هر كه اين عمل را بجا آورد حق تعالى بفرستد بسوى او ده ملائكه كه دفع كنند از او دشمنان او را از جنّ و انس و بفرستد سى فرشته نزد مَوْت او كه او را ايمن كنند از آتش پنجم روايت شده كه از حضرت صادِ(عليه السلام) سؤال كردند كه چه مى فرمائى در حق كسى كه حاضر شود نزد قبر حسين(عليه السلام) در شب نيمه ماه رمضان فرمود بَه بَه كسى كه نماز گذارد نزد قبر آن حضرت در شب نيمه ماه رمضان ده ركعت بعد از نماز عشاء و اين نماز غير از نافله شب باشد و بخواند در هر ركعت بعد از حمد قُلْ هُوَاللّهُ اَحَدٌ ده مرتبه و پناه ببرد به خداوند تعالى از آتش جهنّم حق تعالى او را آزاد از آتش ثبت فرمايد و از دنيا نرود تا در خواب به بيند ملائكه اى كه بشارت دهند او را به بهشت و ملائكه اى كه ايمن گردانند او را از آتش روز نيمه سنه دوّم ولادت با سعادت حضرت امام حسن مجتبى(عليه السلام) واقع شد و شيخ مفيد فرموده كه تولّد امام محمد تقى(عليه السلام) در سنه صد و نود و پنج در اين روز بوده لكن مشهور در غير اين روز است بهرحال روز بسيار شريفى است و صدقات و مَبَرّات در آن فضليت بسيار دارد شب هفدهم شب بسيار مباركيست و در آن شب لشكر حضرت رسول(صلى الله عليه وآله) با لشكر كفّار قريش ملاقات كردند در بدر و در روزش جنگ بدر واقع شد و حق تعالى لشكر آن حضرت را بر مشركين ظفر داد و آن اعظم فتوحات اسلام بود لهذا علماء فرموده اند كه در آن روز مستحب است صدقه و شكر خدا بسيار نمودن و غسل و عبادت در شبش نيز فضيلت عظيم دارد مؤلف گويد كه روايات بسيار وارد شده كه در آن شب بَدْر حضرت رسول(صلى الله عليه وآله) با اصحاب فرمود كيست امشب براى ما برود از چاه آب بكشد بياورد اصحاب سُكوت كردند و هيچكدام اِقدام بر اين كار نكردند حضرت اميرالمؤمنين(عليه السلام) مشكى برداشت به طلب آب بيرون رفت و آن شب شبى بود سرد و باد مى آمد و ظلمت داشت پس رسيد به چاه آب و آن چاهى بود بسيار گود و تاريك و آن حضرت دَلْوى نيافت تا از چاه آب كشد لاجَرَم به چاه پايين رفت و مشك را پر كرد و بيرون آمد رو كرد به آمدن كه ناگاه باد سختى برخورد به آن حضرت كه آن جناب از سختى آن نشست تا برطرف شد پس برخاست و حركت فرمود كه ناگاه باد سختى ديگر مانند آن آمد آن حضرت نشست تا او نيز ردّ شد ديگر باره برخواست برود برود مرتبه سيّم نيز همان نحو بادى رسيد و آن حضرت نشست و چون ردّ شد برخاست و خود را به حضرت رسول(صلى الله عليه وآله) رسانيد حضرت پرسيد كه يا اَبَاالحسن براى چه ديرآمدى عرض كرد كه سه مرتبه بادى به من رسيد كه بسيار سخت بود و مرا لرزه فراگرفت و مَكْثَم به جهت برطرف شدن آن بادها بود فرمود آيا دانستى آنها چه بود يا علىّ عرض كردنه فرمود آن اوّل جبرئيل بود با هزار فرشته كه بر تو سلام كرد و سلام كردند و ديگرى ميكائيل بود با هزار فرشته كه بر تو سلام كرد و سلام كردند و پس از آن اسرافيل بود با هزار ملائكه كه سلام كرد بر تو و سلام كردند و اينها فرود آمدند به جهت مَدَدِ ما فقير گويد كه اشاره به همين است قول آن كسى كه گفته كه از براى اميرالمؤمنين(عليه السلام) در يك شب سه هزار و سه منقبت بـوده و اشـاره به همين نموده سيّد حميرى در شـعر خـود در مــدح آن حضــرت

 اُقسِـمُ بِـاللهِ وَ الآئِـهِوَالْمَرْءُ عَمّا قالَ مَسْؤُولٌ

سوگند خورم به خدا و نعمتهايش

و انسان از هر چه گويد بازخواست شود

اِنَّ عَلِىَّ بْنَ اَبيطالِب(عليه السلام)عَلَى التُّقى وَالْبِرِّ مَجْبُول

ٌبراستى على بن ابيطالب فطرتش به پرهيزكارى و نيكى سرشته شده

كانَ اِذَا الْحَربُ مَرَتْهَا الْقَناوَاَحْجَمَتْ عَنْهَا البَها ليل

ُچنان بود كه هنگامى كه نيزه ها تنور جنگ را مى افروختو دليران از آن گريزان بودند

يَمْشى اِلَى الْقِرْنِ وَفى كَفِّهِاَبْيَضُ ماضِى الْحَدِّ مَصْقُول

ٌبسوى هماورد خويش مى رفت و در دستش شمشير بَراِ و بُران و صيقلى شده بود

مَشْىَ الْعَفَرْنا بَيْنَ اَشْبالِهِاَبْرَزَهُ لِلْقَنَصِ الْغيلُ

چنانچه شير در ميان بچه هاى خود راه مى رود

در آن حال كه بيشه براى شكار او را بيرون فرستد

ذاكَ الَّذى سَلَّمَ فى لَيْلَةعَلَيْهِ ميكالٌ وَجِبْريلٌ

على همان كسى است كه در يكشب بر اوسلام كرد ميكائيل و جبرئيل

ميكالُ فى اَلْف وَجِبْريلُ فىاَلْف وَيَتْلُوهُمْ سَرافيلُ

ميكائيل با هزار فرشته و جبرئيل نيز باهزار فرشته و پشت سر آنها نيز اسرافيل آمد

لَيْلَةَ بَدْر مَدَداً اُنْزِلُواكَاَنَّهُمْ طَيْرٌ اَبابيلُ

در شب بدر كه براى كمك فرود آمدندهمانند مرغهاى ابابيل (كه به مكه آمدند)

| لينک ثابت | نوشته شده توسط محمد صالح مقدسی |موضوع: مذهبی |

»»  شهید سید محمد جواد ذاکر طباطبایی

سنگ باران نکنید عاشق دیوانه منم سگ زنجیری عشقم چه کنم من اینم

 

یه لینک زیبا از سیدو مومنی واسه شب یازدهم محرم ۱۳۸۲

www.abolfazlkanani.persiangig.com/audio/zaker96.wma

واسه شادی روح سید فاتحه مع الصلوات

چند تا لینک مولودی : دو تا از حمید اقای علیمی هست و دو تا هم از آ سید جواد و یه لینک هم از سید و حمید با هم

ما رو از دعاهای خودتون بی نصیب نذارید

التماس دعای فراوان

www.hesegharib.persiangig.com/audio/alimi98.wma

www.hesegharib.persiangig.com/audio/alimi99.wma

www.hesegharib.persiangig.com/audio/zaker95.wma

www.hesegharib.persiangig.com/audio/zaker94.wma

www.hesegharib.persiangig.com/audio/zaker93.wma

 

چند تا لینک مولودی هم از سید در وصف اقا ابوالفضل العباس

www.hesegharib.persiangig.com/audio/zaker92.wma

http://hesegharib.persiangig.com/audio/zaker91.wma

http://hesegharib.persiangig.com/audio/zaker90.wma

http://hesegharib.persiangig.com/audio/zaker90.wma

 

 

 لینک روضه از سید  ََ روضه حضرت ابوالفضل

http://hesegharib.persiangig.com/audio/zaker88.wma

التماس دعای فراوان

 

 لینک مداحی سید به مناسبت ولادت شهزاده علی اکبر که در حیدرون زنجان http://hesegharib.persiangig.com/audio/zakeralimi1.wma

http://hesegharib.persiangig.com/audio/zakeralimi2.wma

التماس دعای فروان

 

چند تا لینک مداحی هم از سید گذاشتم که در وصف امام زمان خونده و یه لینک هم از مهدی مختاری که در دیوانگان حسین کاشان خونده گذاشتم امیدوارم خوشتون بیاد

http://hesegharib.persiangig.com/audio/mokhtari.wma

 

http://hesegharib.persiangig.com/audio/zaker83.wma

 

http://hesegharib.persiangig.com/audio/zaker82.wma

 

http://hesegharib.persiangig.com/audio/zaker81.wma

 

http://hesegharib.persiangig.com/audio/zaker80.wma

 

http://hesegharib.persiangig.com/audio/zaker79.wma

 

پیشنهاد من واسه دانلود کردن این لینکها لینک آخر از سید هست ذاکر۷۹ به نظر من اون از همش بهتره حتما دانلود کنید

 

 

التماس دعای فراوان

واسه شادی روح سید فاتحه مع الصلوات

 

 

دو تا لینک مولودی از سید گذاشتم در وصف حضرت رقیه که ذاکر ۷۸ رو حتما دانلود کنید و یه لینک هم از مهدی مختاری که سال پیش کاشان خوند اونم قشنگ هست امیدوارم خوشتون بیاد

http://hesegharib.persiangig.com/audio/zaker78.wma

http://hesegharib.persiangig.com/audio/zaker77.wma

http://hesegharib.persiangig.com/audio/mokhtari2.wma

واسه شادی روح سید فاتحه مع الصلوات

| لينک ثابت | نوشته شده توسط محمد صالح مقدسی |موضوع: مذهبی

مطالب گذشته

انتخابات و احزاب
انتخابات
بازدید سرزده رئیس دفتر رئیس جمهور از روستاهای کردستان
اولمرت: پاسخ ایران را خواهیم داد
ديدار رئيس مجلس لبنان و هيئتي از حزب الله لبنان و جنبش امل(1385/08/23)
انتقاد رهبري از بي‌انصافي برخي مطبوعات در قبال دولت
تصاوير برگزيده از حضور رهبر انقلاب در سمنان
تعويض نام، براي رضاي خدا
اعتراض جبهه مشاركت به ردصلاحيت‌هاي شوراها
پخش فيلم اعترافات 10 متهم به اعدام بمب‌‏گذاري‌ در شبكه خوزستان