امروز ديگر خيليها عزت شاهي را ميشناسند. خاطرات او که چند ماهي است منتشر شده، بازار کتابهاي اينگونه و علاقهمندان مطالعات تاريخ سياسي معاصر را تحت تأثير خود قرار داده است. پيش از اين نيز يک بار ديگر نام و آوازه عزت شاهي در کوي برزن پيچيده بود. به گمانم آن تابستان يا پاييز سال 58 بود. آن روز در هنگامه محاکمه دو تن از شکنجهگران ساواک (آرش و تهراني) آنها از کسي نام بردند که با تحمل سختترين و وحشيانهترين شکنجهها آنها را ناکام گذاشته بود. نام او عزت شاهي بود که براي مردمان آن روزگار يک شخصيت اسطورهاي شد.
در مقالهاي كه سايت لوح در بزرگداشت «عزت شاهي» آورده، نوشته شده است: هر انقلابي و زندان ديدهاي که به مجلسي و محفلي براي سخنراني و بيان خاطرات ميآمد، اول اداي احترام به عزت شاهي ميکرد و بعد سرگذشت خودش را ميگفت. اما چند سال بعد ديگر هيچ نامي از او شنيده نشد. تصور ميکرديم در جريانهاي مربوط به منافقين و گروهکها مورد پيدا کرده و از گردونه خارج شده است! تا اين که سالها گذشت و درست در زماني که اين نام را از ياد برده بودم، به مناسبت کارم در حوزه هنري، در جريان کتابي قرار گرفتم که مربوط به خاطرات او ميشد. پس آن مرد اسطوره اي همچنان زنده است ولي چرا اين مدت از او خبري نبوده است ولو در حد کانديداي انتخاباتي و يا حداقل در رسانه اي به عنوان کارشناس مسائل فرهنگي و جوانان اظهار نظر کرده باشد و...! به زودي فهميدم ديگر کسي او را با نام عزت شاهي نمي شناسند بلکه سالهاست در در و همسايه و کوچه و بازار او را به عنوان آقاي مطهري ميشناسند.
ابتدا فکر کردم لابد به علت نفرتي که از شاه داشته، نامش را عوض کرده است،( چون قديم اين چيزها رايج بود) اما اشتباه فکر کرد بودم. چند وقت پيش او ميهمان حوزه هنري بود. (درست روزي که ايران و پرتغال بازي داشتند!) علت اين تغيير نام را پرسيدم و او جوابي داد که بازهم او را در نظرم بزرگتر از آن چيزي که ميپنداشتم، کرد. او گفت که در اوايل انقلاب به هر جا که ميرفته است وقتي که مردم ميفهميدند او عزت شاهي است در حقش بسيار احترام ميکرده اند و به مناسبت آن مبارزات و شگفتيهايي که از او سرزده بود، برايش ابراز احساسات ميکرده اند و ... او به خوبي ميدانسته است که امروز اين اسم تنها مال او نيست بلکه متعلق به انقلاب است و نگران بوده است که تا کي ميتواند احترام و تقدسي که اين اسم پيدا کرده است را نگه دارد؟ لذا همه تعلقات و طمع همه منافعي و لذتهايي که ممکن بوده است از طريق نام عزت شاهي نصيبش شود را از دل بيرون ميکند و به ثبت احوال ميرود و نامش را عوض ميکند!
از او ممنونيم که اين نام را به خاطر خدا براي ما و فرزندانمان نگه داشت. اي کاش همان طور که مثلاً سازمان ميراث فرهنگي از ارزشهاي فرهنگي و باستاني ما پاسداري ميکند (و انصافاً چطور هم پاسداري ميکند!) کاش اين سازمانها و بنيادهايي هم که براي پاسداري از ارزشهاي انقلاب و دفاع مقدس بر پا شده اند، از مصادره شدن نامهاي که با اعتقادات و احساسات ديني ما عجين شده اند، پاسداري ميکردند!